خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماندمعشوق را ببین که ز صد یک نشانه ماند
۲
تا آتش هوای تو در دل زبانه زدمارا زبان همان شد و دیگر زبانه ماند
۳
بر آستان دوست نماندند عاشقانعاشق کسی بود که برین آستانه ماند
۴
عمری ز حسن یار سخن در میانه بودالقصه عاقبت سخن اندر میانه ماند
صفحهٔ ۱ از ۲