خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!رویت مه بدرست،زهی طالع مسعود!
۲
در بادیه محنت هجران،شب تاریکبی نور رخت جان نبرد راه بمقصود
۳
در باده و زاویه جز دوست ندیدیماین راه بدانستم و این بادیه پیمود
۴
از مسکن جانهاگل صد برگ بر آمدتا سنبل سیراب تو بربرگ سمن سود
صفحهٔ ۱ از ۲