خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دودچه چاره سازم و درمان من چه خواهد بود
۲
بنیم شب، همه مست خواب خوش باشندمن و خیال تو و نالهای درد آلود
۳
فراق دوست بیک بار پایمالم کردکجاست دولت جاوید و طالع مسعود؟
۴
اگرچه روی بحقند،ره نمی دانندمقلد و متعصب،چنانکه گبر و یهود
صفحهٔ ۱ از ۲