خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز داروخانه دردت دوا دارد امیدچشم جان از خاک پایت توتیا دارد امید
۲
زاهدان از دولت درد نو غافل مانده انداین سعادت را ز عشقت جان ما دارد امید
۳
روز و شب درد و جفاهای تو میخواهد دلمراستی را دولت بی منتها دارد امید
۴
خسته تیغ غمت را کی بود مرهم طمع؟دردمند عشق تو درمان چرا دارد امید؟
صفحهٔ ۱ از ۲