خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا، مست خرابیم، بما جامی آرپیش ما شیشه می آر ولی عذر میآر
۲
ساقیا، مستم و شوریده، نمیدانم چیست؟جام جمشید بمن ده، که خرابم ز خمار
۳
ساقیا، لطف کن و باده صافی در دهصاف اگر نیست، بیا، دردی دردی بمن آر
۴
ساقیا، باده بیاور، که خرابیم همهمرد هشیار برین در مگذاری، زنهار!
صفحهٔ ۱ از ۲