شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیازای عشق چاره ساز جگرسوز جان گداز
۲
تو در غنای مطلق و ما در فنای محضجانها در آرزوی تو، ای عشق چاره ساز
۳
گفتم که: سر ببازم بر آستان توگفتا که: هر چه بازی، می باز و کج مباز
۴
آن یار ظاهرست و در اعیان مقررستدر کسوت حقیقت و در صورت مجاز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth