خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروزهر کجا یابی نشانی هستی ما را بسوز
۲
با وجود آنکه دریا جرعه جام منستبر لب دریای حیرت با لب خشکم هنوز
۳
با خیال زلف و رویت مست و حیران ماندهامهیچ میپرسی که چون میآوری شبها به روز؟
۴
مصلحت بینست عقل و خانه پردازست عشقبس عجب افتاده است این خرقه دوز، آن خرقه سوز!
صفحهٔ ۱ از ۲