خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زلف و رخت میگون، ای دوست سلام علیکوی شیوه تو موزون، ای دوست سلام علیک
۲
کارم همه موزون شد، روی دل از آن سون شدبر روی تو مفتون شد، ای دوست سلام علیک
۳
دریا همه هامون شد، دلها همگی خون شدجان جانب بیچون شد، ای دوست سلام علیک
۴
دل شاه فریدون شد، از کوه بهامون شددر صفوت ذوالنون شد، ای دوست سلام علیک
صفحهٔ ۱ از ۲