شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۴۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادمولیک عاقبة الامر دل بمهر تو دادم
۲
دری ز وصل گشادی، بروی من نظری کنبیمن دولت وصل ببین که در چه گشادم؟
۳
بیار جام مصفا، مگو حکایت فردانفس قبول کن از ما، دم این دمست، دم این دم
۴
ز جور روی مگردان، که در طریقه رندانحدیث عشق و سلامت نبوده است مسلم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth