شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستمبریدم از همه عالم به دوست پیوستم
۲
حبیب جام می خوشگوار داد به دستهنوز می‌جهد از ذوق جام او دستم
۳
مرا پیاله مده، جام یا صراحی دهخراب و بیخود و مستم، پیاله بشکستم
۴
ز جام شوق تو ما لایزال مست شدیمچو راه باده ببستند دم فرو بستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth