خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آن مه دو هفته دستم گرفت، دستمدستان نمودم، اما از عربده نجستم
۲
گفتم بدو دویدم، گرد از رهش ندیدمهرچند خود ندیدم در شور و غلغلستم
۳
در عربده است عمری این عقل و عشق با همچون روی دوست دیدم از عربده برستم
۴
گه قید نور بودم، گه قید نار سوزانچون جمعیت بدیدم، از نور و نار رستم
صفحهٔ ۱ از ۲