خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از سودای جانان نیم مستمبده، ساقی، می گلگون بدستم
۲
مرا جام آر، از آن خم دل افروزکه من این شیشها درهم شکستم
۳
خطایی ناید از من، یا رب، آمیندر آن عهدی که من با دوست بستم
۴
بهر حالی دلم با اوست دایماگر خود مؤمنم گر بت پرستم
صفحهٔ ۱ از ۲