خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من بیچاره سودا زده سرگردانمکه باوصاف خداوند سخن چون رانم؟
۲
من و توحید تو؟هیهات! دلم می لرزداین قدر بس که حدیثت بزبان می رانم
۳
کردگارا، ملکا، پادشها، دیاناچونکه بی چونی، من چون ترا چون دانم؟
۴
نظری کن ز سر لطف، که عمریست که مندر بیابان تمنای تو سرگردانم
صفحهٔ ۱ از ۳