شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۴۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشرب عذب مرا هر نفس از خم قدیممی رسد باده صافی ز کرمهای کریم
۲
هرکسی دل بکسی داد ولی مشتاقاندل و جان را بتو دادند، زهی طبع سلیم!
۳
از شفاخانه احسان تو هرجا همه کس«کل حزب فرحون »اند، زهی لطف عمیم!
۴
گفت آن واصل کامل که:«علیکم بالشام »بوی آن زلف مرا دست بوقت تشمیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth