شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۴۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا، بیا، که فقیریم و خاکسار توییممدام مست می چشم پر خمار توییم
۲
اگرچه باده پرستیم، مست آن جامیماگرچه اشتر مستیم در قطار توییم
۳
اگر مسافر شوقیم با تو هم سفریموگر مجاور عشقیم در دیار توییم
۴
هزار تیغ جفا از تو بر جگر خوردیمچه جای عذر؟ که صد بار شرمسار توییم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth