خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر راهم بدید و گفت: «هی سن کیم سن؟»گفتم: ای جان و جهان، هم بوالعلا، هم بوالحسن
۲
بوالعلا یعنی رفیع القدر عالی منزلتخود چه باشد بوالحسن؟ یعنی حسن اندر حسن
۳
هم حسن، هم بوالحسن حیران آن روی نکوستهرچه بینی دوست را بین، در خفا و در علن
۴
گر نمیدانی که سر عاشقی چهبود؟ بدان:مرکب جان را میان کفر و ایمان تاختن
صفحهٔ ۱ از ۳