شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتناین خانه را به وشتن گلشن کنید، گلشن
۲
یارم ز در درآمد، با حسن و زیب و با فرگفتم وفا نداری، خندید و گفت:«سن سن »
۳
ای پادشاه جانها وی راحت روانهااول «سنی سیورم » آخر «سنی سیورمن »
۴
در خانقاه صورت، در گوشه های معنیهم بوده ایم با تو در دیرهای ارمن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth