خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ماه مسافر سفری کرد ز کرمان«الله معک » گفت همه جان کریمان
۲
«الله معک » چیست؟ خدا یار تو باداچون یار تو شد یار، شود کار بسامان
۳
با حضرت حق باش بهر حال که باشیتا مشکلت آسان شود و بخت بفرمان
۴
آسان چه بود کان صنم از پرده درآید؟کار تو شود چون زر و مشکل همه آسان
صفحهٔ ۱ از ۳