خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرگشته ایم و حیران در کوی مهرورزانزان زلفهای میگون، زان چشمهای فتان
۲
زان شیوه و ملاحت، زان حسن و زان صباحتواله شدیم، واله، حیران شدیم، حیران
۳
هر کس بروی و راهی، رفتند پیش شاهیعاشق بکل فنا شد، در عشق روی جانان
۴
سر رشته مان شد از دست، حیران شدیم و سرمستباشد بدست آید، سررشته مان بدستان
صفحهٔ ۱ از ۳