خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عیان گر واقفی، بگذر ز عین«این تمشی؟ این تمشی؟ این این »؟
۲
«نحن اقرب » گفت «من حبل الورید»مقصد عالم تویی در نشأتین
۳
گر تو زینی دور باش از شین نفسهر دو با هم راست ناید زین و شین
۴
تا ترا جهل جبلی غالبستوا ندانی شین را هرگز ز زین
صفحهٔ ۱ از ۲