خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هله! ای ساقی جانها، بده آن باده رنگینمگر این فاتحه ما بچشد لذت آمین
۲
برو، ای ناصح و بنشین، نتوانم که نمیرمبر آن طلعت زیبا، بر آن شیوه شیرین
۳
همه ذرات جهان مظهر حقند، فامانشود واقف اسرار مگر چشم خدا بین
۴
برو، ای خواجه عاقل، بنشین گوشه عفتنکنی فهم معانی، نبری ره بمجانین
صفحهٔ ۱ از ۲