خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن دهشیوه عشق نگه دار و حسن را بحسن ده
۲
گر تو خواهی که فغان از دل ذرات برآیدشمع رخساره برافروز و سر زلف شکن ده
۳
یک زمانی خبری گوی از آن شاهد جانهاصفت در گهربار بدریای عدن ده
۴
هرکسی را ز شرابات مصفا قدحی بخشچونکه نوبت بمن آید قدح دردی دن ده
صفحهٔ ۱ از ۲