خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای ماه کنعانی، بیا ای شاه فرزانهنمی دانم چه می گویم، که عقلم گشت دیوانه
۲
عجب حیران و سرمستم، بگیر ای جان و دل، دستمکه از مستی و حیرانی، نمی دانم ره خانه
۳
به کوی عاشقی پستم، جنون افتاده در دستمز سودای تو سرمستم، چه جای جام و پیمانه!
۴
اگر در کعبه و دیری، رهین رؤیت غیریهمه ذکر تو افسون شد، همه فکر تو افسانه
صفحهٔ ۱ از ۲