شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۶۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟جویای لقا گشتم، تا چند ز مهجوری؟
۲
گویند که: نتوان دید آن یار گرامی راآری نتوان دیدن تا غافل و مغروری
۳
ای بحر چنین ساکن، دلها ز تو شد ایمنصد موج بلا خیزد آن لحظه که در شوری
۴
در عشق زبون گردی، انباز جنون گردیگر قیصر و خاقانی، گر خسرو و فغفوری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth