خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه مست جام خدایی، نه مرد مستورینه مخبری و نه مستخبری، عجب کوری!
۲
ازین خرابه غفلت برون خرام، ای دلیقین بدان به حقیقت که بیت معموری
۳
غدیر گفت به دریا: نه عاشق و مستیبگو: همیشه چرا در فغان و در شوری؟
۴
تو طالب در مکنون و آن گهر با توستچو در میان وصالی چراست مهجوری؟
صفحهٔ ۱ از ۳