شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۶۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر زانکه بگویند: گدایی و فقیریبهتر بود از مسند شاهی و امیری
۲
ای دوست، بآخر چو همی باید رفتناین فقر به از مملکت میر و وزیری
۳
شاهی بکجا میرسد؟ ای راحت جانهاکاندر دو جهان در صدد گیر و مگیری
۴
از شاه بپرسند قیامت که: چه خواهی؟چون قصه عیانست بگوید که: فقیری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth