خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانیکه ما در هر جدیدی لذتی داریم، اگر دانی
۲
طریق عشق ورزیدن، ز جان خویش ترسیدنمحال امریست ناممکن، چرا در بند امکانی؟
۳
گهی از چشم مخمورش سخن رانم، زهی مستی!گهی در زلف او پیچم، زهی سودای طولانی
۴
مرا گویی که: بانی سعادتهاست عشق ماچه سازم چاره؟ چون در دل خرابی میکند بانی
صفحهٔ ۱ از ۷