خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز نور روی تو پیداست سر سبع مثانیز جبهه تو هویداست آن لطیفه که دانی
۲
ز خواب جهل و ضلالت خلاص داد دلم راصفیر بلبل خبرت، ز گلستان معانی
۳
بپیش من که من آزاد سر و باغ جهانممگو حدیث بهاران، که از قبیل خزانی
۴
حدیث حق چو شنیدی، چو موم باش بفرمانکه کافریست تحکم برای منع معانی
صفحهٔ ۱ از ۳