شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۶۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صلای کافری و غارت مسلمانیدر آن زمان که ز رخ زلف را برافشانی
۲
بدام زلف تو افتاده است این دل منگذشت عمر عزیزم درین پریشانی
۳
فغان و نعره برآید ز عالم و آدماگر تو سلسله عشق را بجنبانی
۴
اگر ز مشرب عذبی ز جان و دل بشنوصدای بانگ «اناالحق » صفیر «سبحانی »
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth