خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شویهمراه عشق شو، که جنون در جنون شوی
۲
در کوی عشق یار، که دارالامان ماستبا سر اگر درآمده ای سرنگون شوی
۳
بی لطف یار ما بوصالش مجال نیستگر کوه آتش آمدی، ار بحر خون شوی
۴
تو مرغ نارسیده و ناآزموده ایوقت آمد، ای عزیز، که دست آزمون شوی
صفحهٔ ۱ از ۲