خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غرق آن بحر محیطست دل شیداییغرق آن بحر چنان شو،که ازو برنایی
۲
طبل پنهان مزن،ای دوست، دگر زیر گلیمکه کلیمی و ملک سای و فلک فرسایی
۳
تا دل از زنگ هوی پاک نگردد هرگزنتوان گفت که: چون آینه روشن رایی
۴
ز کحا میرسی،ای یار،چنین شنگ و لطیف؟بکجا میروی،ای دوست،بدین زیبایی؟
صفحهٔ ۱ از ۲