خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو زنان،مباش قانع،ز جهان برنگ و بوییبزن، ای پسر، چو مردان، قدمی بجست و جویی
۲
که جهان شراب خانه است و درو شراب کهنهبکش این شراب کهنه، تو بهر زمان، بنویی
۳
من ازین خمار مستی نه چنان شدم که هرگزبخودم بود مجالی،بخدا،بهیچ رویی
۴
همه آب خواره بینی، که ز ما کنند مستیاگر آب خواره سازند ز خاک ما سبویی
صفحهٔ ۱ از ۲