شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجاشود آرام می و ساغر سیماب آنجا
۲
عندلیب چمنی گشته دلم کز نم اشکشعله داغ بود لاله سیراب آنجا
۳
شده ام غرقه بحری که ز اعجاز خطرزلف منصور بود پیچش گرداب آنجا
۴
شهر تبریز که گلگونی رخسار شفقزرد رویی کشد از خجلت سرخاب آنجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth