شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر یار در دل است عبث آرزو چراگر دیده محو اوست دگر جستجو چرا
۲
ساقی پراست میکده دل ز بحرهاالفت شکار شیشه و جام و سبو چرا
۳
ما را گداخت عمری و کس را خبر نکردگر ریختیم خون مروت مگو چرا
۴
خالق وکیل ماست خلایق همین بس است!گفتیم حرف خویش دگر گفتگو چرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth