شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش رابر جبین ما نویسد عشق نام خویش را
۲
پیچ و تابم بس نبود از رشک قاصد سوختمهم نوشتم نامه هم بردم پیام خویش را
۳
شکوه بیجا چرا می کردم از بیداد اومن که از خود می کشیدم انتقام خویش را
۴
داشتم رنگین بهار فرصتی از اشک و آهوز گل و سنبل گرفتم صبح و شام خویش را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth