خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دل گداختیم تمنای خویش راشاید که ناله گرم کند جای خویش را
۲
فرصت سلم خریده بازار محنتمامروز می خورم غم فردای خویش را
۳
زان پیشتر که گریه شود رو شناس ماشستیم سرنوشت مداوای خویش را
۴
آخر دچار کوی تو شد گرد تربتمدیدم بهار آبله پای خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲