شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مو به مو مژگان تر باید شکار عشق راگریه بسیار است ابر نوبهار عشق را
۲
از نیاز ما رخت باغ تماشا گشته استگل بخندد از گریبان خارخار عشق را
۳
دل به امیدی غبار راه حسرت گشته استوعده می سوزد چراغ انتظار عشق را
۴
از نسیم جلوه ای پرواز رنگین می کنمنکهت گل می برد از جا غبار عشق را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth