خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده چون زور آورد هشیار میسازد مراخواب چون گردد گران بیدار میسازد مرا
۲
صبح را گلگونه میبخشد کفِ خاکسترمسوختن رنگینتر از گلزار میسازد مرا
۳
دارد اکسیرِ حواسِ جمع دل چون شد خرابسایهٔ ویرانهها بسیار میسازد مرا
۴
غفلتم تعمیرِ آگاهی است دیدم بارهاچشمِ خوابآلودِ من بیدار میسازد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲