شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جواب از خود رود چون بر زبان آری سؤالی راشنیدن محو گردد گر به کس گویی خیالی را
۲
چمن پیرای الفت خود گل و خود بلبل خویش استز پرواز هوایت شعله باغی کرده بالی را
۳
چه در گوش دلم آهسته گفتی چون مرا دیدیکه بلبل ساختی دیوانه صاحب کمالی را
۴
به بحر نا امیدی بیش از آن دلبستگی دارمکه از موج و حبابش نقش بندم زلف و خالی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth