شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم آیینه گر شرمندگی راوجودم داغ دارد بندگی را
۲
خجل دارد دل کم فرصت منفروزان اختر فرخندگی را
۳
متاع کاسدم می کاهد از بیمکه بفروشم سلم ار زندگی را
۴
چه ناشایسته وضعم وای بر منز خجلت می گدازم زندگی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth