خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ارغوان زار شفق یک آتش بی دود مانرگسستان سحر یک اشک آه آلود ما
۲
سجده ای کز جبهه گرد آستانش می بردمی توان دیدن ز سیمای جبین فرسود ما
۳
عکس ماه نو شود در بحر چون ماهی کبابابر نیسان گر شود چشم شرار آلود ما
۴
خاطر نازک نقاب آرزوهای دل استرنگ گل زنگ است در آیینه مقصود ما
صفحهٔ ۱ از ۳