شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف ساقی گر نیندازد گره در کار ماسبحه گردد شرمسار زهد از زنار ما
۲
برگ باغ بی ثمر آیینه آیینه شدشهپر طوطی شود خار سر دیوار ما
۳
در پناه غنچه ریگ روان سر کرده (ایم)منتی از اختلاط گل ندارد خار ما
۴
نا امیدی کارش از مطلب روایی هم گذشتخاطر ما بیش از این غافل مباش از کار ما
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth