خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گداخت بر لب حسرت ترانه دل ماتبسمی کن و بشکن بهانه دل ما
۲
سلم فروخته خرمن به برق ناکامیدمیدن و ندمیدن ز دانه دل ما
۳
حباب چشمه نزدیک راه تفرقه ایمخراب سیل غبار است خانه دل ما
۴
ز جوش بلبل و پروانه چون گل از هم ریختبه شاخسار جنون آشیانه دل ما
صفحهٔ ۱ از ۲