خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینه خرد حسن ز بازار دل ماسوگند خورد عشق به دیدار دل ما
۲
آنها که دل از گل،ستم از رحم ندانندحیف است که باشند هوادار دل ما
۳
با عربده بیگانه شدن فکر دل توبی حوصله دیوانه شدن کار دل ما
۴
بیخوابی اندیشه دل حوصله می سوختشد داغ جنون دیده بیدار دل ما
صفحهٔ ۱ از ۲