خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خار و گل را جوش یک پیمانه میدانیم ماسبزه بیگانه را افسانه میدانیم ما
۲
خو به الفت کرده را بیگانه میدانیم ماسایه دیوانه را دیوانه میدانیم ما
۳
در ریاضی کز خرامت شمع مینا روشن استنکهت گل را پر پروانه میدانیم ما
۴
پیش مجنون سربلندیها خیالی بیش نیستآسمان را سایه ویرانه میدانیم ما
صفحهٔ ۱ از ۳