شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح است مست باده دوشینه هواچاک است از تبسم گل سینه هوا
۲
پر می زند چو باز شکاری قدح ز موجبال تذرو دیده در آیینه هوا
۳
کبک پیاله دل به شکفتن نمی دهدگردیده می مصاحب دیرینه هوا
۴
شبنم به روی گل چو مرصع پیاله ای استاز قطره قطره گوهر گنجینه هوا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth