خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گلشن از بهار خیال تو سینههابرگ گل از طراوت نامت سفینهها
۲
هرجا غمت رواج دهد گوهر شکستبر سنگ خاره رشک برند آبگینهها
۳
گر از نسیم راز تو عالم چمن شودبوی گل صفا دمد از گرد کینهها
۴
در جستجوی گوهر ذاتت فکنده چرخاز روز و شب به قلزم غیرت سفینهها
صفحهٔ ۱ از ۲