شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوزخ اقلیم خودنمایی‌هاجان مرحله برهنه‌پایی‌ها
۲
بسیار ز جانب وفاکیشانشرمنده شدم ز آشنایی‌ها
۳
خوابی است تمام عمر در عالمتعبیرش داغ آشنایی‌ها
۴
از عالم راه و رسم بیزارندهم شهری و طرز روستایی‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth