شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
موجها برده دل ز باغ در آبلاله ها شسته روی داغ در آب
۲
چه صنمخانه ای است عالم عکسخوش نماید گل چراغ در آب
۳
بی سبب دل نمی کند ز سحابقطره دارد گهر سراغ در آب
۴
خط مشکین و عارض گلرنگسایه افکنده بال زاغ در آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth