شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست نازی نتوان گفت که ما را دریابسوی خود بین و دل اهل وفا را دریاب
۲
هر نسیمی که وزد نامه فارغبالی استخار صحرای جنون باش و هوا را دریاب
۳
این خزانی است که از رشحه گل بسیار است؟تا به کف آینه داری دل ما را دریاب
۴
آه سرد از تو چه پنهان نفس سوخته استیک ره این شعله خاشاک نما را دریاب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth